X
تبلیغات
رایتل
در انتظار یار

 

نوشته شده توسط : سرباز ولایت


  

 

افسران - اینک من می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم....  

 

قسمتی از وصیتنامه شهید منصور کاظمی

 

من می روم امّا اگر زنده برنگشتم ، به یاد محسن فاطمه گریه کن  

 

و اگر سلاح دشمن قلبم را پاره پاره کرد ، به یاد حسنش گریه کن 

  

و اگر تیر بر تارک سرم خورد و آن را دو نیم کرد ، به یاد شوی فاطمه گریه کن 

 

 و اگر بدنم را پاره و لهیده یافتی ، به یاد حسینش گریه کن  

 ولی اگر جسمم را دیگر هرگز نیافتی، به یاد فاطمه گریه کن  

 

که من نیز به یاد او بارها گریه کردم و همیشه گریه خواهم کرد؛ چون از او مظلوم تر سراغ ندارم.

اینک من می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم.


 

 

برای خواندن تمام وصیتنامه شهید کاظمی به ادامه مطلب بروید و لذت ببرید . . .

هوالرئوف

هرگز به من نگو که شما ساده اید و با این سخنان روحانی شما را می فریبند و به مهلکه می افکنند. این همه خلوص را فطرت بیدار انسانی نمی تواند در نظر نگیرد. کسانی که در اینجا هستند به کدام امید از راحتی شب و روز خود در تهران صرف نظر کرده اند و به اینجا آمده اند؟  

  

شبهای سرد اینجا را تحمّل می کنند و روزهای گرم یا لااقل پر گرد و خاک که اینها تنها قسمت های طبیعی اینجاست! رزمهای فراوان که البته در اینجا کم است امّا در گردان های دیگر غوغا می کنند. همه این بچه ها این چیزها را می دانند پس چه چیز آنها را به اینجا می کشاند؟!

شبهای عملیات در وهله اول وحشتناک است پس چه چیز آنها را اینجا می کشاند؟ به قول یکی از بچه ها حمله ها هم دیگر جاذبه خود را از دست داده است. بله اگر تحقیق کنیم هیچ جاذبه مادّی در حمله و جبهه و جنگ نمی بینیم؛ 

 

 ولی آنچه که این موجود وحشی را تا این حد مقبولیت می بخشد جاذبه مادّی نیست. اگر می بینیم روز به روز بر آمار اعزام ها افزوده می شود نه به خاطر تیر و تفنگ است بلکه علّت اصلی آن است که بعد از چند سال که از جنگ می گذرد، این جماعت جنگ را با فطرت خویش سازگار یافته اند؛ این اصل مطلب است و همه آن.

من می روم امّا اگر زنده برنگشتم، به یاد محسن فاطمه گریه کن و اگر سلاح دشمن قلبم را پاره پاره کرد، به یاد حسنش گریه کن و اگر تیر بر تارک سرم خورد و آن را دو نیم کرد، به یاد شوی فاطمه گریه کن و اگر بدنم را پاره و لهیده یافتی، به یاد حسینش گریه کن ولی اگر جسمم را دیگر هرگز نیافتی، به یاد فاطمه گریه کن که من نیز به یاد او بارها گریه کردم و همیشه گریه خواهم کرد؛ چون از او مظلوم تر سراغ ندارم.

اینک من می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم.

شهید منصور کاظمی
رشته : مکانیک- دانشکده فنی
تاریخ شهادت : 13/12/65
محل شهادت : شلمچه


تاریخ انتشار : دوشنبه 5 فروردین‌ماه سال 1392 | نظرات (3)
 
وصیت شهدا
تماس با ما
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
نوبت شما
شبکه وبلاگی استان کردستان
معبر سایبری فندرسک درصف انتظار لوگوی عصر ظهور طلایه داران ظهور  نقطه ی وصل سایت شهید حاج احمد کاظمی پایگاه اینترنتی حامیان ولایت سیّد علی ردپاکلیپ حسینی ها   مقر افسران جنگ سایبری  سربداران پرواز جوان فریاد مهتاب سمت مهدی (عج) ? پاتوق منتظران پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم ثامن تم تصویردل پایگاه فرهنگی مذهبی ما همه رهسپاریم مشت پولادین بسیجی بی پلاک  به سوی ظهور kale feri سرداران گمنام مخلوقات ذهنی یک جوجه وبلاگ نویس چشم انداز ایران - سال 1404 آخرالزمان انتظار مهدویت گذر از افلاک همسنگری بوی سیب جنگ و زن عطر کربلا پایگاه مذهبی بشیران سرباز آخر بصیرتی ها اشعار اهل بیت (ع) طلعت آدینه زینت یار عصر ظهور مولا مهدی گل یاس چفیه های بهشتی سرباز صفر مدح عشق طرح باتو حرف می زند بیرق عشق پایگاه اطلاع رسانی کاشف دایرکتوری افسران ارزشی یاران یار شبهه کلیپ پایگاه سایبری منجی صلح تیم سایبری پلارک پیدای پنهان لوگوی شهدای شهر چلیچه پایگاه اندیشه ندبه لوگوی ما کبوتران حریم ولایت امام مهدی (عج) ظهور امام زمان آفتاب ولایت حلقه شهید همت جنگ ما مجاهدین مهدی موعود(عج) لحظه ی ظهور معبر سایبری ساوه حباب یخی
   
امام زمان می آید انجام می دهد ، یعنی چه ؟! امروز تکلیف شما چیست ؟ شما امروز باید چه بکنی ؟ شما باید زمینه را آماده کنی ، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه ی آماده ، اقدام فرماید . از صفر که نمی شود شروع کرد ! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد ، و الا مثل انبیاء و اولیای طول تاریخ می شود . . . پس می شود زمینه ها را فراهم کرد . وقتی چنین زمینه هایی ان شا الله گسترش پیدا کند ، زمینه ی ظهور حضرت بقیه الله نیز پدید می آید و مساله ی مهدویت این آرزوی دیرین بشر و مسلمین تحقق می یابد . امام خامنه ای ( حفظه الله)