X
تبلیغات
رایتل
در انتظار یار

 

نوشته شده توسط : سرباز ولایت


 

 

محمد بن حجاج از کسانی بود که بر اثر تبلیغاتی که بر ضد علی علیه السلام براه افتاده بود ، مرتبت علی علیه السلام را کوچک می شمرد . او همراه با عده ای دیگر ، به عیادت انَس بن مالک آمده بود . انس خادم پیامبر بود و مورد احترام مردم . در آن مجلس ، سخن از علی علیه السلام به میان آمد و محمد بن حجاج علی علیه السلام را کوچک شمرد . انس که این سخن را شنید ، پرسید این کیست که قدر و منزلت علی علیه السلام را نمی شناسد ؟ او را کنار من بنشانید . وقتی پسر حجاج را کنار او نشاندند ، انس گفت

 

به خدا سوگند ، آنچه راکه می گویم راست است:
یک روز که من در محضر پیامبر بودم ، اُمّ ایمَنْ خادمه آن حضرت ، مرغی بریان آورد . پیامبر پرسید این را برای چه کسی آورده ای ؟ ام ایمن عرض کرد : آن را برای شما فراهم کرده ام

پیامبر فرمود:
اَللّهُمَّ جِئْنی بِأَحَبِّ خَلْقِکَ اِلَیکَ وَ اِلَی یأکُلُ مَعی مِنْ هذَا الطّائِر.  


بار الها ! محبوبترین خلق تو نزد خودت و نزد من را برسان تا با من از این مرغ بریان بخورد .
در این هنگام صدای کوفتن در برخاست . پیامبر به من فرمود : انس ، بنگر چه کسی در می زند . من پیش خود گفتم : خدایا کاش مردی از انصار آمده باشد . وقتی در را گشودم ، علی را دیدم ، راستش دلم نمی خواست علی آن کسی باشد که پیامبر فرموده بود ، برای همین ، به علی گفتم : پیامبر مشغول کاری است و از ملاقات معذور است . این را گفتم که علی داخل خانه نشود . وقتی برگشتم ، دوباره در زدند . این بار هم با خود گفتم : کاش مردی از انصار باشد . اما وقتی در را گشودم با تعجب ، علی را دیدم . باز عذر او را خواستم و برگشتم . بار سوم که در را کوفتند ، پیامبر به من فرمود : هر کس بود او را داخل کن ، تو نخستین کسی نیستی که به قوم خود علاقمند است ، او از انصار نیست ، او را داخل کن .
من هم رفتم و در را گشودم . علی بود و داخل شد و به دعوت پیامبر بر سر سفره نشست وهمراه آن حضرت از آن مرغ بریان خورد و مشمول دعای پیامبر شد.
محمد بن حجاج که این را شنید ، گفت : ای انس به راستی تو خود حاضر بودی و دیدی که چنین ماجرایی رخ داد ؟
انس گفت : آری من خود شاهد این ماجرا بودم .

پسر حجاج گفت : با خدای خویش عهد می بندم که از این پس ، هرگز مرتبت و منزلت علی را کوچک نشمارم و هر کس که قدر و مرتبت او را نداند ، علی را به او می شناسانم

 


تاریخ انتشار : جمعه 3 خرداد‌ماه سال 1392 | نظرات (1)
 
وصیت شهدا
تماس با ما
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
نوبت شما
شبکه وبلاگی استان کردستان
معبر سایبری فندرسک درصف انتظار لوگوی عصر ظهور طلایه داران ظهور  نقطه ی وصل سایت شهید حاج احمد کاظمی پایگاه اینترنتی حامیان ولایت سیّد علی ردپاکلیپ حسینی ها   مقر افسران جنگ سایبری  سربداران پرواز جوان فریاد مهتاب سمت مهدی (عج) ? پاتوق منتظران پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم ثامن تم تصویردل پایگاه فرهنگی مذهبی ما همه رهسپاریم مشت پولادین بسیجی بی پلاک  به سوی ظهور kale feri سرداران گمنام مخلوقات ذهنی یک جوجه وبلاگ نویس چشم انداز ایران - سال 1404 آخرالزمان انتظار مهدویت گذر از افلاک همسنگری بوی سیب جنگ و زن عطر کربلا پایگاه مذهبی بشیران سرباز آخر بصیرتی ها اشعار اهل بیت (ع) طلعت آدینه زینت یار عصر ظهور مولا مهدی گل یاس چفیه های بهشتی سرباز صفر مدح عشق طرح باتو حرف می زند بیرق عشق پایگاه اطلاع رسانی کاشف دایرکتوری افسران ارزشی یاران یار شبهه کلیپ پایگاه سایبری منجی صلح تیم سایبری پلارک پیدای پنهان لوگوی شهدای شهر چلیچه پایگاه اندیشه ندبه لوگوی ما کبوتران حریم ولایت امام مهدی (عج) ظهور امام زمان آفتاب ولایت حلقه شهید همت جنگ ما مجاهدین مهدی موعود(عج) لحظه ی ظهور معبر سایبری ساوه حباب یخی
   
امام زمان می آید انجام می دهد ، یعنی چه ؟! امروز تکلیف شما چیست ؟ شما امروز باید چه بکنی ؟ شما باید زمینه را آماده کنی ، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه ی آماده ، اقدام فرماید . از صفر که نمی شود شروع کرد ! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد ، و الا مثل انبیاء و اولیای طول تاریخ می شود . . . پس می شود زمینه ها را فراهم کرد . وقتی چنین زمینه هایی ان شا الله گسترش پیدا کند ، زمینه ی ظهور حضرت بقیه الله نیز پدید می آید و مساله ی مهدویت این آرزوی دیرین بشر و مسلمین تحقق می یابد . امام خامنه ای ( حفظه الله)