X
تبلیغات
رایتل
در انتظار یار

 

نوشته شده توسط : سرباز ولایت




ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)



رو بر تمامی شیعیان و محبین آن حضرت تبریک عرض می کنم


به همین مناسبت وبلاگ در انتظار یار برای شما عزیزان و بازدیدکنندگان محترم مطالبی با عناوین زیر

تهیه کرده است که برای دیدن و استفاده از آن ها می توانید به ادامه مطلب بروید


 عناوین :

الف) فعالیت‏های سیاسی

ب) فعالیت‏های فرهنگی



مرتبط :



حتماٌ به ادامه مطلب بروید و از این مطلب استفاده کنید . . .


از دست ندید

 



الف) فعالیت‏های سیاسی

 
1. بسیج مردم برای شرکت در جنگ جمل

ناتوانی شدید عثمان در حاکمیت ، تبعیض‏ها ، قومیت گرایی‏ها ، بخشش‏های بی حساب و کتاب از بیت المال و ده‏ها مشکل دیگر ، سبب شد تا جبهه ه‏ای معترض و عدالت‏خواه از مردم مدینه در برابر او صف آرایی کنند . عثمان به تحریک شماری از عناصر سودجو و فرصت طلب ، مانند طلحه ، زبیر و عمرو عاص کشته شد و خلافت به امام علی رسید . امام (علیه‏السلام) با وجود این که او را حاکمی عادل نمی‏ دانست ، ولی از فتنه قتل او نیز ناخشنود بود ؛ زیرا می‏دانست این آشوب ، آشوب‏های دیگری در پی خواهد داشت .

نشان دادن موضعی شفاف از سوی امام ، بهانه‏ ای برای عناصر سودجو شد تا آن را بهانه ‏ای برای قدرت‏ طلبی خود قرار دهند . امام علی (علیه‏السلام) حکومت خود را با عدالت پیش می‏برد و آنان که به زر اندوزی‏ های زمان عثمان خو کرده بودند و همانانی که مردم را به قتل او تشویق می‏کردند ، پس از مدتی که اوضاع را به فراخور حال خود ندیدند ، پیراهن خونین عثمان را دستاویز مقاصد پلید خود ساختند . و در بصره به اخلال گری و آشوب طلبی دست زدند . امام علی (علیه‏السلام) فرزند بزرگ خود امام حسن (علیه‏السلام) را برای جلب مشارکت مردم در ستیز با پیمان‏ شکنان به کوفه فرستاد . (1) برخی از مردم وقتی او را دیدند که می‏خواهد برای آنان سخنرانی کند ، زیر لب می‏گفتند : «خدایا! زبانِ زاده دختر پیامبرمان را گویا گردان». امام مجتبی به سبب بیماری‏ ای که داشت ، به ستونی تکیه کرد و سخنان بسیار شیوا و رسایی ایراد کرد . او پس از سپاس و ستایش خداوند ، به بیان مناقب پدر بزرگوارش پرداخت و سخنرانی گیرا و رسایی ایراد فرمود . (2)

مردم پس از شنیدن سخنان امام مجتبی (علیه‏السلام) آمادگی خود را برای شرکت در جنگ و یاری امام علی (علیه‏السلام) اعلام کردند و امام مجتبی توانست سپاه انبوهی را برای جنگ در رکاب امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) گرد آورد .

 
2. شرکت در جنگ جمل

همان گونه که گفته شد ، امام مجتبی (علیه‏السلام) در جنگ جمل حضوری چشم گیر و شجاعانه داشت .
امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) ایشان را بر میمنه (سمت راست) سپاه گماشت (3) و ضربه نهایی را ایشان با نحر کردن شتر عایشه به انجام رسانید و جنگ را به سود امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) پایان داد .  (4)

 
3. بسیج مردم برای شرکت در جنگ صفین

آتش جنگ جمل فروکش نکرده بود که زمزمه‏ هایی ناآشنا در برپایی فتنه خونین دیگری از آن سوی مرزها به گوش رسید . معاویه و همدستانش سرگرم تجهیز سپاه و جمع آوری نیرو برای جنگ با امام علی (علیه‏السلام) بودند . خبر به امیرالمؤمنین رسید . امام علی فرزندش امام مجتبی (علیه‏السلام) را مأمور کرد تا برای مردم سخنرانی کند و آنان را برای دفاع در برابر مهاجمان زرپرست و زورمدار تشویق کند . امام مجتبی (علیه‏السلام) در حضور پدر ، سخنان رسا و شیوایی بیان نمود و این گونه مردم را به جنگ با معاویه تشویق کرد . (5) سخنرانی گرم و آتشین امام مجتبی شوری در دل‏ها افکند و مردم را برای نبرد آماده ساخت .

 
4. شرکت در جنگ صفین و فرماندهی نظامی

متأسفانه بر خلاف خواست امام علی (علیه‏السلام) ، در راستای ارشاد عمومی و تنویر اذهان ، بهترین لحظه‏ های خلافتش ، صرف جنگی طولانی گردید ؛ در حالی که این دوران درخشان می‏توانست صرف عمران و آبادانی و تحقق برنامه ‏ریزی‏های حکومت علوی گردد . امام مجتبی (علیه‏السلام) در جنگ صفین نیز از سوی امیرالمؤمنین دستور یافت که سمت فرماندهی میمنه لشگر را بر عهده گیرد (6) . امام مجتبی (علیه‏السلام) در رکاب پدر ، دلاورانه شمشیر می‏زد و حمله می‏کرد . وقتی علی (علیه‏السلام) رزم او را دید که چگونه به قلب دشمن حمله‏ ور می‏شود ، برای محافظت از جان او و برادرش حسین (علیه‏السلام) ، دستور داد تا آنان را به عقب برگردانند .

امام علی فرمود : «پسرانم را از جنگ باز دارید که از به خطر افتادن جان آن دو بیم دارم و می‏ترسم نسل
رسول خدا (صلی‏ الله ‏علیه‏ وآله) قطع شود»
. (7) در گرماگرم جنگ ، وقتی معاویه جنگیدن امام مجتبی (علیه‏السلام) را دید ، خواست تا سیاست پلید و همیشگی «تطمیع و تفرقه» را درباره امام حسن (علیه‏السلام) به کار گیرد . از این رو ، کوشید تا امام مجتبی را با وعده‏ های پوشالی از میدان به در کند . به همین منظور ، عبیدالله بن عمر ـ فرزند کوچک خلیفه دوم و از یاغیان آزاد شده دوره عثمان ـ را به میدان جنگ فرستاد تا امام حسن (علیه‏السلام) را با وعده خلافت و دیگر بهانه‏ ها از میدان به در کند . وقتی عبید الله ، امام مجتبی را مشغول کارزار دید ، نزدیک رفت و گفت : «با تو کاری دارم». امام دست از جنگ کشید و نزدیک آمد . عبید الله پیشنهاد معاویه را به امام رسانید . امام با تندی فرمود : «گویی می‏بینمت که امروز یا فردا کشته خواهی شد ، ولی شیطان فریبت داده و این کار را برایت زیبا نموده است تا روزی که زنان شام بر جنازه‏ ات بگریند . به زودی خدا بر زمینت می‏زند و جنازه‏ ات را با صورت به خاک می‏کشد» . عبید الله شگفت زده و ناامید و سر افکنده به سوی خیمه گاه بازگشت . معاویه با دیدن حالت او ، خود به جواب پی برد و گفت : «[شرمگین مباش] او پسر علی است» . (8)
بچه ها و پیروان علی (علیه السلام) سازش پذیر نیستند .

 
5. سخن‏گوی امام علی (علیه‏السلام) در ماجرای حکمیت

جنگ صفین طولانی شده بود . امام علی (علیه‏السلام) دست از حقیقت بر نمی‏داشت و معاویه بر سخن باطل خود پای می‏فشرد . جنگ ، جنگ حق و باطل بود و هر دو در شعار خود سرسختی نشان می‏دادند . تا آن جا که نوشته‏ اند : این جنگ ماه‏ ها به درازا کشید . سرانجام تا پیروزی لشگر حق تنها چند ضربه شمشیر دیگر نیاز بود ، که به دستور معاویه ، قرآن‏ها را بر سر نیزه ‏ها کردند و کتاب خدا را بازیچه دنیا پرستی و قدرت طلبی خود قرار دادند . در نتیجه این دسیسه ، در سپاه امیرالمؤمنین دو دستگی افتاد و چشم‏های ظاهربین و نیز بازوان خسته از جنگ ، شمشیرها را زمین گذاشتند و امام را به پذیرش حکمیت وادار کردند . دیری نپایید که بزرگی و جبران ناپذیری این اشتباه برای همگان به اثبات رسید . از این رو ، به سختی ابراز پشیمانی کرده و حتی بعضی از امیر المؤمنین (علیه‏السلام) خواستند تا پیمانی را که به اصرار آنان بسته بود ، بشکند و جنگ را بی‏ محابا آغاز کند ، ولی برخی نیز به بهانه‏ های مختلف ، خودِ حضرت را در این جریان مقصّر دانستند . بیم آن می‏رفت که آشوب گری از سرگرفته شود و فاجعه دیگری به وقوع بپیوندد . در این جا ، لازم بود تا چهره ‏ای که برای همگان مورد پذیرش و احترام است ، میانجی‌گری کند و آشوب را پایان بخشد . به همین منظور ، امام علی فرزند بزرگش حسن (علیه‏السلام) را که چهره ‏ای پذیرفته شده بود ، مأمور کرد تا از طرف ایشان مسأله را روشن و مشکل را حل کند . او باید نخست با دلایل قانع کننده ، حکمی را که ابوموسی اشعری صادر کرده بود ، لغو می‏کرد و نیز برای جلوگیری از فتنه ‏های مخالفان ، مشروعیت کاری به عنوان حکمیت را نیز می‏ پذیرفت . این کار در آن موقعیت حسّاس که بیش‏تر حاضران جزو مخالفان بودند ، بسیار دشوار می‏ نمود و کسی جز امام مجتبی (علیه‏السلام) در میان هواداران علی (علیه‏السلام) توان انجام چنین مسؤولیتی را نداشت . امام مجتبی درآن جمع این گونه فرمود : «ای مردم! بی گمان شما درباره این دو مرد {عمرو عاص و ابوموسی } زیاده سخن گفتید و آنها را برگزیدید تا با کتاب خدا حکم کنند ؛ نه از روی هوای نفس‏شان . ولی آن‏ها با هوای نفس خویش حکم کردند ؛ نه با کتاب خدا و کسی که چنین کند ، حَکَم نیست ، بلکه محکوم است . عبدالله بن قیس (ابوموسی) که عبدالله بن عمر را خلیفه قرار داد ، سه اشتباه کرد : اول با نظر پدر او (عمر) مخالفت کرد ؛ زیرا عمر به خلیفه قرار دادن وی راضی نبود . حتی او را از اعضای شورای شش نفره نیز قرار نداده بود ؛ دوم با خود عبدالله بن عمر در این باره مشورت نکرده بود ؛ و سوم مهاجرین و انصار که پایه‏ های حکومت اسلام را منعقد کرده‏ اند و نظر آن‏ها مورد پذیرش مردم است ، نظری در این باره نداده ‏اند (و این حکم تنها از آن این دو نفر است) . ولی اصل مسأله حکمیت و مشروعیتش پذیرفته است و رسول خدا (صلی‏ الله‏ علیه ‏و آله) نیز سعد بن معاذ را در جریان بنی قریظه حَکَم قرار داد و او نیز آن چه را که مورد رضای خدا بود ، حکم کرد . بی تردید اگر او مخالفت می‏کرد ، رسول خدا (صلی ‏الله ‏علیه‏ و آله) نیز رضایت نمی‏داد» . (9) سخنان شیوای امام ، که جایگاه علمی و سیاسی امام حسن (علیه‏السلام) را برای همگان آشکار می‏ساخت ، مسأله را کاملا روشن نمود ، هر چند که دشمن هیچ گاه دست از فتنه گری برنمی‏داشت .

 
6. مشاور سیاسی و جانشین امیر المؤمنین علی (علیه‏السلام)

با بررسی جریان‏های تاریخی عصر امام علی (علیه‏السلام) ، روشن می‏شود که امام حسن (علیه‏السلام) ، در تمامی
تصمیم‏ گیری‏های امام علی و برنامه ریزی‏های او نقش مهم و تعیین کننده‏ای داشته است ؛ زیرا امام علی همواره در حل مسائل با امام حسن مشورت می‏کرد . همین مسأله ، توانایی والای امام مجتبی را به اثبات می‏رساند ؛ چه اگر فردی داناتر و تواناتر از او در میان هواداران امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) یافت می‏شد ، حتما او انجام این مهم را بر دوش می‏گرفت . در کتاب‏های تاریخی آمده است که پس از پایان جنگ جمل ، حضرت علی مدت یک ماه را در بصره سپری کرد و در این مدت بیمار شد . در تمام این دوره ، امام مجتبی (علیه‏السلام) به جای آن حضرت نقش جانشین را بر عهده گرفت . (10) هم چنین نوشته ‏اند : امیرالمؤمنین پیش از جنگ با معاویه ، سرداران و فرماندهان سپاه خود را برای مشورت گرد آورد و از آنان درباره جنگ نظرخواهی کرد . در این هنگام ، امام مجتبی به عنوان مشاور سیاسی امام (علیه‏السلام) ، پس از ستایش الهی ، نظر خود را در مورد جنگ بیان نمود . (11)

 
ب) فعالیت‏های فرهنگی

 
1. مشاور و جانشین فرهنگی امام علی (علیه‏السلام)

امام مجتبی (علیه‏السلام) در تبیین مسائل علمی و اعتقادی بسیار توانا بود . این امر از همان اوان کودکی در ایشان نمودار گردید و حتی پیامبر (صلی الله ‏علیه ‏و آله) و امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) به دلیل آگاهی از فرهیختگی امام مجتبی در کودکی به او دستور حلّ مسائل را می‏دادند . نوشته‏ اند : علی در «رُحبَه» ـ از محله‏ های کوفه ـ بود که مردی نزد او آمد و بسیار ابراز ارادت نمود و گفت : «من از ارادتمندان شمایم». حضرت علی (علیه‏السلام) فرمود : «تو از ما نیستی ، بلکه برای پادشاه کشور روم پرسش‏هایی پیش آمده بود که آن را با پیکی به شام فرستاد و پاسخ آن را از معاویه خواست و اینک نیز آن جاست و چون معاویه از پاسخ آن ناتوان مانده است ، تو را برای حلّ آن‏ها نزد ما فرستاده است». مرد با شگفتی ، سخنان امام (علیه‏السلام) را تصدیق کرد و گفت : «ولی من مخفیانه این جا آمده‏ ام و هیچ کس از آمدن من خبر نداشته است». امیرالمؤمنین فرمود : «پرسش‏ هایت را با یکی از این دو فرزندم در میان بگذار.» مرد گفت : «از فرزندت حسن می‏پرسم».
 امام مجتبی (علیه‏السلام) زودتر فرمود : «آمده ‏ای این پرسش را بپرسی : فرق حق و باطل چقدر است ؟ میان آسمان و زمین چه فاصله‏ ای است ؟ مسافت میان مشرق و مغرب چه اندازه است ؟ قوس و قزح چیست ؟ ارواح مشرکان در کجا جمع است ؟ و...». امام حسن به شایستگی به پرسش‏های او پاسخ داد . سپس درباره این پرسش مرد شامی که کدام ده چیز است که بر یکدیگر غلبه دارد ، فرمود : «سنگ را خدا محکم آفرید ، ولی آهن از آن محکم‏تر است و آن را قطعه قطعه می‏کند . مقاوم‏تر از آهن ، آتش است که آهن را ذوب می‏کند . قوی‏تر از آتش ، آب است که آن را خاموش می‏سازد و چیره ‏تر از آب ، ابر است که آب را به صورت باران جابه جا می‏کند . قوی‏تر از ابر ، باد است که آن را انتقال می‏دهد و پیروزتر از باد ، فرشتگانند که به آن دستور جابه جایی می‏دهند . نیرومندتر از فرشتگان «عزرائیل» است که آن‏ها را می‏میراند و نیرومندتر از عزرائیل ، مرگ است که او را نیز می‏میراند و از همه اینها قویتر و بالاتر ، فرمان خداوند بزرگ است که مرگ را نیز می‏میراند و خود همواره می‏ماند.»

مرد شامی که پاسخ تمامی پرسش ‏های خود را گرفته بود ، گفت : «شهادت می‏دهم که تو فرزند رسول خدایی و به حق علی بن ابی‏طالب (علیه‏السلام) از معاویه سزاوارتر بر خلافت و رهبری است» . (12) این‏گونه مطالب که نشانگر برتری علمی امام مجتبی (علیه‏السلام) است ، در تاریخ فراوان است .

 
2. امام جمعه موقت کوفه

یکی از مسؤولیت ‏های مهم فرهنگی امام مجتبی (علیه‏السلام) در دوران خلافت امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) امامت جمعه بود . هر گاه امام علی (علیه‏السلام) کوفه را ترک می‏کرد و یا به دلیل عذری نمی‏توانست نماز جمعه را اقامه کند ، این مهم را بر دوش فرزند بزرگترشان می‏گذاشتند . (13)

 
3. قضاوت به جای امام علی (علیه‏السلام)

از برجسته ‏ترین جلوه‏ های حکومت امام علی (علیه‏السلام) ، عدالت و سخت‏گیری ایشان در اجرای آن و نیز دادرسی و گرفتن حق مظلوم از ظالم بود . چه بسا خلفای دیگر در بسیاری از مسائل قضایی ، از حل آن‏ها باز می‏ ماندند و
امام علی (علیه‏السلام) آنان را کمک کرد و حتی خود ایشان نیز گاه این امر را به فرزند بزرگشان امام حسن (علیه‏السلام) می‏سپردند . تا علم او را نیز به دیگران ثابت کند .(14) نوشته ‏اند : در دوران خلافت حضرت علی (علیه‏السلام) ، مردی را نزد او آوردند که او را در خرابه ‏ای ، کنار جسدی بی‏جان و خونین یافته بودند ؛ در حالی که کاردی خونین نیز در دست داشت . جریان را به حضرت گفتند . امام فرمود : «چیزی برای گفتن داری؟» مرد پاسخ داد : «یا امیرالمؤمنین! این اتهام را می‏پذیرم»
علی (علیه‏السلام) دستور داد که او را برده ، قصاص کنند . در این هنگام ، مردی با عجله خود را رسانید ، در حالی‏که فریاد می‏زد : «او را رها کنید! او را رها کنید! او کسی را نکشته و قاتل من هستم؟» امیرالمؤمنین از متهم پرسید : «چرا اتهام قتل به خود زدی در حالی که قاتل کس دیگری است؟» مرد پاسخ داد : «من در وضعی نبودم که بتوانم از خود دفاع کنم ؛ زیرا چندین نفر مرا بالای سر جسد ، با کارد خونین دیده بودند . من گوسفندی را کشته بودم و برای قضای حاجت به خرابه آمدم که دیدم آن مرد در خون خود می‏غلتد . شگفت زده شدم و در حالی که کارد خونین در دستم بود ، این چند نفر وارد خرابه شدند و مرا با آن وضع دیدند و پنداشتند که من او را کشته‏ ام». علی (علیه‏السلام) متهم و قاتل را نزد فرزندش حسن (علیه‏السلام) فرستاد تا حکم را از او بخواهد . امام مجتبی پس از شنیدن صحبت‏های هر دو فرمود : «مرد قاتل که با راست گفتاری‏اش جان متهم را
نجات داد ، به استناد آیه کریمه «وَ مَن اَحیاها فَکَاَنَّما اَحیا النّاسَ جَمیعاً» (15) رها کنید . او فردی را کشته و دیگری را از مرگ رهانیده است . پس هر دو را آزاد کنید و دیه مقتول را از بیت المال بپردازید.»

 
پی نوشت :

1ـ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 2، ص 168.

2ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 293.

3ـ محمد بن محمد بن النعمان العکبری الشیخ المفید، الجمل، ص 170.

4ـ همان.

5ـ اسد الغابة فی معرفة الصحابة، ج 3، ص 112.

6ـ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 168.

7ـ باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسن بن علی (علیه‏السلام)، ج 1، ص 497.

8ـ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 165 ـ 168.

9ـ حیاة الامام الحسن بن علی (علیه‏السلام)، ج 1، ص 53.

10ـ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 161.

11ـ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 1، ص 281.

12ـ مرد شامی نزد معاویه بازگشت و معاویه نیز پاسخ‏ها را از قول خود برای پادشاه روم فرستاد، ولی او فهمید که پاسخ‏ها را معاویه نداده است و به او نوشت: سوگند به عیسی که این پاسخ‏ها برخاسته از پیامبران و خاندان آن‏هاست و به تو ربطی ندارد. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 43، ص 325.

13ـ علی بن الحسین المسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 3، ص 9.

14ـ بحار الانوار، ج 40، ص 280.

15ـ مائده، 32: هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد، گویی همه انسان‏ها را از مرگ رهایی بخشیده است.

تاریخ انتشار : چهارشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1392 | نظرات (14)
 
وصیت شهدا
تماس با ما
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
نوبت شما
شبکه وبلاگی استان کردستان
معبر سایبری فندرسک درصف انتظار لوگوی عصر ظهور طلایه داران ظهور  نقطه ی وصل سایت شهید حاج احمد کاظمی پایگاه اینترنتی حامیان ولایت سیّد علی ردپاکلیپ حسینی ها   مقر افسران جنگ سایبری  سربداران پرواز جوان فریاد مهتاب سمت مهدی (عج) ? پاتوق منتظران پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم ثامن تم تصویردل پایگاه فرهنگی مذهبی ما همه رهسپاریم مشت پولادین بسیجی بی پلاک  به سوی ظهور kale feri سرداران گمنام مخلوقات ذهنی یک جوجه وبلاگ نویس چشم انداز ایران - سال 1404 آخرالزمان انتظار مهدویت گذر از افلاک همسنگری بوی سیب جنگ و زن عطر کربلا پایگاه مذهبی بشیران سرباز آخر بصیرتی ها اشعار اهل بیت (ع) طلعت آدینه زینت یار عصر ظهور مولا مهدی گل یاس چفیه های بهشتی سرباز صفر مدح عشق طرح باتو حرف می زند بیرق عشق پایگاه اطلاع رسانی کاشف دایرکتوری افسران ارزشی یاران یار شبهه کلیپ پایگاه سایبری منجی صلح تیم سایبری پلارک پیدای پنهان لوگوی شهدای شهر چلیچه پایگاه اندیشه ندبه لوگوی ما کبوتران حریم ولایت امام مهدی (عج) ظهور امام زمان آفتاب ولایت حلقه شهید همت جنگ ما مجاهدین مهدی موعود(عج) لحظه ی ظهور معبر سایبری ساوه حباب یخی
   
امام زمان می آید انجام می دهد ، یعنی چه ؟! امروز تکلیف شما چیست ؟ شما امروز باید چه بکنی ؟ شما باید زمینه را آماده کنی ، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه ی آماده ، اقدام فرماید . از صفر که نمی شود شروع کرد ! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد ، و الا مثل انبیاء و اولیای طول تاریخ می شود . . . پس می شود زمینه ها را فراهم کرد . وقتی چنین زمینه هایی ان شا الله گسترش پیدا کند ، زمینه ی ظهور حضرت بقیه الله نیز پدید می آید و مساله ی مهدویت این آرزوی دیرین بشر و مسلمین تحقق می یابد . امام خامنه ای ( حفظه الله)