X
تبلیغات
رایتل
در انتظار یار

 

نوشته شده توسط : سرباز ولایت


انگشتام رو لِه میکنم..


عراقی های بعثی، تعدادی از بچه ها رو به زور بردن سر کار. گفته بودن بهتون حقوق هم میدیم، ولی نگفته بودن که بناست چه کاری انجام بدن. بچه ها وقتی به محل میرسن می بینن عراقی ها بساط «بلوک زنی» پهن کردند. «همه میدونستن که زدن بلوک، کمک به خط دشمنه» سنگرهاشونو محکم میکنن. وقتی فرمانده عراقی دستور میده که بچه ها مشغول بشن، هیچکی پا پیش نمیذاره! شیپور تهدید نواخته میشه!


چون ابوالقاسم پروندهٔ مقاومتش سنگین تر از بقیه بود، ارشدِ نیروهای عراقی برا مجبور کردنش به این کار، اونو به باد کتک می‌گیره!! بعد از کمی کتک خوردن، ابوالقاسم راه میفته و میره سمت بلوکه ها! همه فکر میکنن تسلیم شده..


او بلوک سالمی رو برمیداره و محکم میکوبه روی سیمانها تا بشکنه. وقتی می شکنه با دست چپش تیکه ی بزرگی رو برمیداره و دست راستش رو میذاره روی یه بلوک سالم و با اون تیکه بلوک، چنان میکوبه روی دستش که انگشتاش له میشه!!! اونوقت سر فرمانده عراقی نعره میکشه که: دستم رو می شکنم ولی علیه برادرام کار نمیکنم.


وقتی ابوالقاسم این عکس العمل رو نشون میده یکی دیگه هم بلافاصله میره جلو و طوری سرش رو به بلوکه ها میکوبه که سرش میشکنه و غرق خون میشه!! موقعی که فرمانده عراقی این صحنه ها رو دید رنگ و روش پرید و با ترس و اضطراب چند قدمی عقب رفت و بعد هم بدون اینکه کاری بکنه همه رو به اردوگاه برگردوند!


بعدا از طریق یکی از سربازای عراقی فهمیدم که اون افسر همونجا به نیروهاش گفته: اینا وقتی سر خودشون این بلاها رو در بیارن معلوم نیست با ما چه معامله ای بکنن؟!!


جالبه بدونید ابوالقاسم علی حسینی یک کارمند بود که از طریق بسیج ادارات رفته بود جبهه. با تمام مجروحیت هایی که در اسارت نصیبش شد، هنوز هم در ایران مشغول خدمت به هموطناشه...


(برگرفته از : حکایت زمستان/ سعیدعاکف)


تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1394 | نظرات (0)
 
وصیت شهدا
تماس با ما
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir
نوبت شما
شبکه وبلاگی استان کردستان
معبر سایبری فندرسک درصف انتظار لوگوی عصر ظهور طلایه داران ظهور  نقطه ی وصل سایت شهید حاج احمد کاظمی پایگاه اینترنتی حامیان ولایت سیّد علی ردپاکلیپ حسینی ها   مقر افسران جنگ سایبری  سربداران پرواز جوان فریاد مهتاب سمت مهدی (عج) ? پاتوق منتظران پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم ثامن تم تصویردل پایگاه فرهنگی مذهبی ما همه رهسپاریم مشت پولادین بسیجی بی پلاک  به سوی ظهور kale feri سرداران گمنام مخلوقات ذهنی یک جوجه وبلاگ نویس چشم انداز ایران - سال 1404 آخرالزمان انتظار مهدویت گذر از افلاک همسنگری بوی سیب جنگ و زن عطر کربلا پایگاه مذهبی بشیران سرباز آخر بصیرتی ها اشعار اهل بیت (ع) طلعت آدینه زینت یار عصر ظهور مولا مهدی گل یاس چفیه های بهشتی سرباز صفر مدح عشق طرح باتو حرف می زند بیرق عشق پایگاه اطلاع رسانی کاشف دایرکتوری افسران ارزشی یاران یار شبهه کلیپ پایگاه سایبری منجی صلح تیم سایبری پلارک پیدای پنهان لوگوی شهدای شهر چلیچه پایگاه اندیشه ندبه لوگوی ما کبوتران حریم ولایت امام مهدی (عج) ظهور امام زمان آفتاب ولایت حلقه شهید همت جنگ ما مجاهدین مهدی موعود(عج) لحظه ی ظهور معبر سایبری ساوه حباب یخی
   
امام زمان می آید انجام می دهد ، یعنی چه ؟! امروز تکلیف شما چیست ؟ شما امروز باید چه بکنی ؟ شما باید زمینه را آماده کنی ، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه ی آماده ، اقدام فرماید . از صفر که نمی شود شروع کرد ! جامعه ای می تواند پذیرای مهدی موعود باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد ، و الا مثل انبیاء و اولیای طول تاریخ می شود . . . پس می شود زمینه ها را فراهم کرد . وقتی چنین زمینه هایی ان شا الله گسترش پیدا کند ، زمینه ی ظهور حضرت بقیه الله نیز پدید می آید و مساله ی مهدویت این آرزوی دیرین بشر و مسلمین تحقق می یابد . امام خامنه ای ( حفظه الله)