| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
امید به ظهور، به عنوان برگ برندهای در اختیار جامعه ایمانی بوده تا در برابر قدرت ظاهری که در اختیار جریان باطل بوده است، پیروزی حتمی را در نهایت این مبارزه از آن خود ببینند، ظهور امام حق و موعود خدایی را دلیلی بر لزوم ادامه راه خویش بدانند و هرگز در این مسیر، دلسردی و یأس به خویش راه ندهند؛ اما امید به ظهور در طول زمان، گاهی بیش از حدّ معمول، افزایش یافته و قالبی غیر واقعی به خود گرفته، که با گذر زمان و عدم تحقق آن، باعث القای یأس و بدبینی و در نتیجه، خمود گشتن برخی شده است.
ادامه مطلب ...
من به صورت خاص شیفته شخصیت "حضرت عباس" هستم
دردناکترین حادثه کربلا به روایت کارشناس آمریکایی
دردناکترین حادثه کربلا به روایت کارشناس آمریکایی
پروفسور پیتر ج.
چلکوفسکی (Peter J. Chlkowski)، دانشمند آمریکایی لهستانی تبار، از
دانشمندان متخصص فرهنگ ایران است که هم اکنون استاد رشته های مطالعات
خاورمیانه، شرق شناسی و اسلام شناسی در گروه مطالعات اسلامی و خاورمیانه
دانشگاه نیویورک است.
وی روایت جالبی از داستان کربلا دارد:
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
فرا رسیدن ماه محرم ماه عشق و جنون را به امام مهدی ( عج ) و همه دیوانگان حسینی تسلیت عرض میکنیم
مقاله های حسینی در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...

متنوع ترین فروشگاه محصولات دلونگی ( DeLonghi ) ، فلر( Feller ) و محصولات آرایشی ، بهداشتی والرا ( Valera ) فروش به صورت جزئی و کلی به همراه جوایز نفیس و دوسال گارانتی و 10 سال خدمات پس از فروش.
آدرس : تهران ، میدان ونک ، خیابان ملاصدرا روبروی سازمان بورس و اوراق بهادار . تلفن : 88776760
ایمان و علم در نگاه امام باقر (ع)
پنجمین امام شیعه، محمدبن على بن الحسین(ع) ملقب به باقر در سال ۵۷ ق در شهر مدینه دیده به جهان گشود. مادر ایشان، فاطمه دختر امام حسن(ع)، زنى با جلالت و بزرگوار بود به طورى که امام صادق (ع) از ایشان با تعبیر «زنى بسیار راستگو که در آل حسن(ع) مانند نداشت» یاد کرده اند. بدین ترتیب، امام باقر(ع) نخستین کسى است که پدرش از نسل امام حسین(ع) و مادرش از نسل امام حسن(ع) است. روز تولد آن حضرت را اول رجب و در برخى نقل ها سوم صفر دانسته اند.
با کاروانى سفر مى کردم و مسئولیت آماده کردن غذا و آب و هر چیز لازم را پذیرفته بودم . این کار را به خاطر سیر کردن شکم خود و تنها نبودن در سفر قبول کرده بودم . مردم خوبى بودند. قبلا گفته بودند که حاضرند مرا رایگان به سفر ببرند، اما نمى خواستم سربار آنان باشم .
غذا را حاضر کردم و کاروانیان یکى پس از دیگرى آمدند و سر سفره نشستند و خوردن را با ((بسم الله )) شروع کردند.
ادامه مطلب ...

