شناسایی 285 بیمار مبتلا به آنفلوآنزا در ایران
گروه اجتماعی ـ شمار مبتلایان به آنفلوآنزای نوع A در ایران به 285 نفر رسید.
به گزارش «ایران» عضو کمیته کشوری آنفلوآنزا با اعلام این خبر گفت: تاکنون آنفلوآنزای نوع A در 177 کشور جهان انتشار یافته و بیش از 200 هزار نفر مبتلا شدهاند و فقط 1800 نفر جان خود را از دست دادهاند. دکتر بیژن صدری زاده افزود: هنگامی که افراد به نوع شدید آنفلوآنزا مبتلا میشوند، با مشاهده علائم خطر باید بلافاصله به پزشک یا مرکز درمانی مراجعه کنند.
وی تأکید کرد: افرادی که با علائمی مانند تب، خستگی، سردرد، درد عضلانی، سرفه، گرفتگی و آبریزش بینی، اسهال و استفراغ مواجه میشوند باید یک هفته استراحت کرده و از حضور در محلهای عمومی خودداری کنند.
برگزاری چهارمین دادگاه متهمان اغتشاشات اخیر که در آن به اتهامات تعدادی از نظریهپردازان و سران نیمه اصلی انقلاب مخملی در ایران رسیدگی شد، اگرچه بارقه امید را در دیدگان ملت در برخورد با سران اصلی آشوب زنده کرد، اما حکایت تلخی را هم با خود به همراه داشت که همان تقویت شائبه های مطرح در جامعه مبنی بر نفوذ گسترده و مصونیت نانوشته آقازادهها در بخشهایی از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود.
مهدی هاشمی، فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام کسی بود که در دادگاه اخیر بارها به اتهاماتش اشاره شد اما خبری از بازخواست او به میان نیامد. چه اینکه عدم آوردن نام او در کیفرخواست مدعی العموم این شائبه را تقویت کرد که گویا دستگاه قضا تمایلی به تشکیل پرونده قضایی و رسیدگی به اتهامات این آقازاده را ندارد همانگونه که در سال های اخیر خبری از پیگیری تخلفات ریز و درشت افرادی از این دست منتشر نشد و بیشتر به نگاه به جایگاه کسانی می شد که برای حفظ مقام، نظام اسلامی را با خطر مواجه کرده بودند.
تغییر ریاست قوه قضائیه و سخنان رئیس جدید آن در مراسم روز معارفه که در آن وعده برخورد با متخلفان را داده و تأکید کرده بود در این خصوص نسبت به احدی گذشت نخواهد کرد، دوباره امیدهایی را که به یأس تبدیل شده بود، زنده کرد اما فراموشی اصل تساوی همه ملت در برابر قانون که منجر به عدم رسیدگی به اتهامات مهدی هاشمی شد، لاجرم بهت و حیرت را در افکار عمومی به همراه داشت.
نکتهای که رئیس دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به آن اشاره کرد.
غلامعلی حداد عادل دیروز در نطق میان دستور خود با تأکید بر اینکه سکوت و کم کاری قوه قضائیه در خصوص شایعاتی در مورد فعالیتهای برخی از شخصیتها و فرزندان آنها مردم را دچار حیرت میکند چراکه شایعه میکروبی است که در تاریکی و ابهام رشد میکند، تصریح کرد: باید این قوه به موقع وارد عمل شود و با رسیدگی صحیح و عادلانه احکامی صریح و سریع صادر کند تا مردم از حیرت نجات پیدا کنند و راه را برای شایعهسازی و شایعهپراکنی بسته نگه دارند و علاوه بر آن هر کس نمیتواند به جای قوه قضائیه بنشیند و دیگران را متهم کند و حکم صادر کند نباید چنان شود که متهمان در جایی که باید محاکمه شوند، محاکمه نشوند و در جایی محاکمه بشوند که نباید محاکمه شوند.
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس همچنین ادامه داد: چه جای آن است که صاحبان قدرت اقتصادی در قوه قضائیه طمع کنند و بخواهند با نفوذ در این قوه در اجرای عدالت تأثیرگذار باشند.
چه بسا شکستن حصن های چند لایه در اطراف صاحب نفوذان و خشکاندن ریشه این شجره خبیثه گام اول شکوفایی دستگاه قضا باشد که رهبر معظم انقلاب وعده آن را داده بودند.
در این میان انتظار از آیتالله آملی لاریجانی در عمل به وعده های خود مطالبه جدی مردم از رئیس دستگاه قضا به شمار می آید.
در همین زمینه عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس با اشاره به وعدههای رئیس قوه قضائیه تأکید کرد که اگر آیتالله آملی لاریجانی میخواهد به وعدههای خود در روز معارفه جامه عمل بپوشاند باید جاسبی و مهدی هاشمی را به دادگاه احضار و از آنها بازخواست و سؤال کند و با رسیدگی به پرونده این دو نفوذ آقازادهها و صاحبان قدرت را از بین ببرد.حمید رسایی همچنین تصریح کرد که با بیان اینکه آیتالله آملی لاریجانی باید به مسئولان پیام بدهد که هیچ آقازادهای حاشیه امنیتی ندارد.
محمد محمدی مسعودی، عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل نیز با بیان اینکه انتظار جنبش دانشجویی از آیتالله آملی لاریجانی این است که به وعده های روز معارفه خود مبنی بر اینکه در راه اجرای عدالت از احدی گذشت نخواهد کرد، عمل کند افزود: قوه قضائیه نباید در خصوص بعضی از آقازادهها از جمله مهدی هاشمی در صورت اثبات جرمشان هیچ گونه مصلحتاندیشی خیالی کرده و بایستی قانون را به طور صحیح و درست در خصوص آنها اجرایی کند.
برخورد بدون تبعیض با مهدی هاشمی که با اعترافات اخیر، او را نیز باید در زمره سران اغتشاشات اخیر به حساب آورد، نیز مورد مطالبه جدی نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی و دانشجویی و نخبگان قرار گرفته است.
سید کمال سجادی، دبیرکل جامعه اسلامی کارمندان در این رابطه تأکید کرد: نهادهای قانونی و قضایی کشور باید با هر شخصی در هر مقام و جایگاهی که در آشوبها دخالت داشته است، برخورد جدی و قانونی کنند.موسی غضنفرآبادی، عضو کمیسیون قضایی مجلس نیز با تأکید بر اینکه نباید گفته شود چون مهدی هاشمی فرزند رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است، پس بنا به مصلحت نباید محاکمه شود افزود: متأسفانه برخی مصلحتاندیشیها را در مورد موسوی، کروبی و خاتمی نیز مطرح میکنند، در حالی که نباید این مباحث مطرح شود؛ چون قانون اساسی ما برای مسائل مختلف قانون دارد و هر کسی حتی اگر مسئولان عالی نظام از آنها تخطی کنند، باید پاسخگو باشند.
محمد علی ابطحی که پس از اغتشاشات اخیر توسط نهادهای مسئول بازداشت شده و در دادگاه نیز به جرایم خود اعتراف کرده است در بخشی از سخنان خود پیرامون به صحنه آمدن میرحسین موسوی گفته: در جدی شدن آقای موسوی جهت حضور در صحنه انتخابات، شخص اکبر هاشمی رفسنجانی نقش جدی داشته است.وی افزوده:آقای خاتمی نظرش در این وسط تعیینکننده نبود و در اصل در ترغیب میرحسین هیچ کاره بود بعدها آمد و بر روی موج موسوی سوار شد.ابطحی همچنین گفته که یک بار ازیکی از شخصیت های سیاسی در مورد علت حمایتشان از میرحسین پرسیدم که در جواب گفت: اگر موسوی رأی بیاورد احمدینژاد که مهمترین حامی رهبری و بازوی رهبری است حذف میشود که این هدف اصلی ماست.

ذهن آدمی کارگاه تولید فکر است که از منبعی به نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه میگیرد. ضمیر ناخود آگاه نمیتواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم میتواند سرنوشت ما را بدست گرفته و آن را به هر جایی که دوست دارد ببرد. در حقیقت نوع و کیفیت افکار و اندیشه ی آدمی سازنده ی نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشهی زیبا و مثبت میتواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنانکه اندیشهی منفی و یأسآور میتواند جهنمی در زندگی او خلق کند. انسانها همان خواهند شد که در اندیشه ی آنند، بنابراین آینده ی هر کس در گرو چگونگی نگرش او به زندگی است.
موفقترین انسانها کسانی هستند که توانستهاند در ذهن خود اندیشههای مثبت داشته باشند؛ آنان که میپندارند «قادر نیستند» ، در واقع مثبتنگری را کنار گذاشته و در جنبههای منفی وقایع تمرکز کردهاند.
خانواده ، کانون یادگیری چگونه اندیشیدن و چگونه زیستن است. در خانواده ی مثبت اندیش اعضای خانواده ی خود را قادر و توانا میدانند و نگاهشان به دیگران آکنده از مهر و عاطفه است. چنین خانوادههایی قادر خواهند بود هر ناممکنی را به ممکن تبدیل کنند و توفیق و کامکاری را نصیب خود نمایند. ضمن آشنایی با تفکر مثبت بیاییم با زیبا، مثبت، خلاق، هدفمند و امیدوارانه اندیشیدن، موفقیت و شادکامی را به زندگیمان دعوت کنیم.
تعریف تفکر مثبت:
شیوهای از فکر کردن است که فرد را قادر میسازد نسبت به رفتارها، نگرشها، احساسها، علائق و استعدادهای خود و دیگران برداشت و تلقی مناسبی داشته باشد و با حفظ آرامش و خونسردی بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را بگیرد.
افکار مثبت و منفی:
افکار مثبت، افکاری سازنده، انگیزه دهنده و انرژی بخش هستند که بر اثرتلقین، تکرار و تمرین به ذهن راه مییابند و باعث میشوند ذهن و فکر مثبت شود. در این صورت کنترل فکر در اختیار ماست، در حالی که افکار منفی، افکاری باز دارنده و مخرب هستند و وقتی به ذهن راه یابند، تعمیم یافته و به سرعت تمام ذهن را اشغال میکنند. در این حالت ما در اختیار تفکرات منفی خود قرار داریم.
ویژگیهای افراد مثبتنگر:
- با وجود تفکر دربارهی گذشته و آینده، در زمان حال زندگی میکنند و از آنچه دارند راضی و خشنود هستند.
- از نظرات درست و منطقی دیگران استقبال میکنند و برای رد کردن نظارت نادرست حتماً دلیل منطقی دارند.
- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات مثبت و امیدبخش استفاده میکنند.
- همیشه سعی میکنند با تلاش و کوشش به موفقیت برسند و اگر در کاری موفق نشدند، عامل را ابتدا در خود و سپس در شرایط بیرونی جستجو میکنند.
- همیشه قبل از عمل یا صحبت کردن فکر میکنند، به همین دلیل کمتر دچار خطا و اشتباه یا ضد و نقیضگویی میشوند.
- چون دارای ذهن مثبت هستند، میتوانند افکار خود را کنترل کنند.
- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی اظهارنظر کنند، با وجود تفکر در جنبههای منفی، موارد مثبت آن را بیان میکنند و موضوع را به فال نیک میگیرند به عبارت دیگر «نیمه ی پرلیوان را میبینند» .
- مشکلات را ناچیز شمرده و برای حل آنها از توانایی خود و راهنمایی دیگران استفاده میکنند.
- اغلب اوقات بشاش، سرزنده، پرانرژی، توانا و خوش مشرب هستند.
- همه چیز در نظر آنها زیبا و لذتبخش بوده و سعی میکنند از مواهب زندگی بیشترین استفاده را ببرند.
- در ارتباطهای اجتماعی خود با دیگران حسن ظن دارند (مگر خلاف آن را ببینند) و سعی میکنند در حد توان به دیگران خدمت و کمک کنند.
ویژگیهای افراد منفینگر:
همیشه از وضعیت موجود و گذشته ی خود شکایت دارند و نسبت به آینده بدبین هستند.
- غالباً با نظرات دیگران بدون دلیل منطقی مخالفت میکنند.
- در گفتارهای خود از کلمات و عبارات منفی به کرات استفاده میکنند.
- در برخورد با کوچکترین مانعی از تلاش دست میکشند و دیگران یا شرایط را عامل شکست و بدبختی خود میدانند.
- تمرکز فکر ندارند و ضد و نقیض صحبت میکنند و در رفتارهایشان خطا و اشتباه زیاد است، به عبارت دیگر «اول عمل میکنند بعد فکر!»
- چون منفی نگر هستند، افکارشان بر آنها تسلط دارد.
- اگر از آنها خواسته شود درباره ی موضوعی نظر بدهند فقط به جنبههای منفی آن توجه کرده و همان را بیان میکنند. به قول معروف «نیمه خالی لیوان را میبینند!»
- از کاه کوه میسازند و از درگیر شدن با مشکلات گریزانند.
- غالباً افسرده، کج خلق، بدخواب، کم اشتها، عصبی و ناتوان هستند.
- همهچیز در نظر آنها غمانگیر و ناامید کننده است و از آنچه دارند، هیچ لذتی نمیبرند.
- در ارتباطهای اجتماعی خود به همه کس و همه چیز شک و سوءظن دارند و فکر میکنند که همه علیه آنها توطئه میکنند.
منبع : انجمن علمی آموزشی مدرسین آموزش خانواده شهر تهران
بعضی میگویند: تنها دلیل اثباتی دین، قرآن و سنت است و عقل هرگز نمیتواند دلیل دینی باشد؛
زیرا قرآن کریم، اصلیترین ارکان دین را خارج از قلمرو سؤال و جواب میداند؛ چون اگر سؤال از خدا، توحید ذات اقدس الهی، وحی و رسالت و معاد ممنوع باشد، پرسش از احکام و حِکَم الهی نیز ممنوع است و در نتیجه، راه عقل و تعقل نیز بسته است؛ زیرا عقل با سؤال و جواب زنده است؛ چنانکه ماهی با آب زنده است.
برای نمونه، قرآن کریم میفرماید:«لا یسئل عمّا یفعل»؛ خدا هر کاری کند، نمیتوان درباره او سؤال کرد. از طرفی میگوید: «إن الحکم إلاّ الله» فرمانروایی مطلق، از آن خداست.
وقتی خدا فرمانروای مطلق باشد و نتوان از او سؤال کرد، معنایش آن است که مسیر تعقل آزاد مسدود است و فقط از راه نقل باید مبانی و اصول و احکام دین را تأمین کرد.
ردّ ممنوعیت مطلق سؤال
ابتدا باید دانست که نقش سؤال و جواب در رشد علم چیست؟ رابطه سؤال و جواب، همانند رابطه مذکر و مؤنث است؛ همانگونه که طبق جریان عادی از مرد یا از زن به تنهایی فرزند متولد نمیشود، بلکه پدید آمدن نسل انسان و تداوم آن در گرو لقاح مذکر و مؤنث است، پیشرفت و ترقی علم نیز در گرو سؤال و جواب است.
اشکال و سؤال به منزله مؤنث است و جواب به منزله مذکّر، و این نکاح با میمنتی که بین سؤال و جواب هست، موجب پیدایی و رشد نسل علوم است.
از قرآن کریم استفاده میشود که دوام فیض الهی در نظام تکوین نیز در گروه سؤال و جواب است. از این رو، در نظام طبیعت، همه موجودات از خداوند سؤال میکنند: «یسئله من فی السّموات و الأرض کلّ یوم هو فی شأن»
اگر مجموعه نظام آفرینش از خدا سؤال میکنند، خداوند نیز به سؤال و درخواست آنان پاسخ میگوید و همین سؤال و درخواست، موجب دوام فیض است؛ زیرا مخلوق خدای بینیاز، همواره نیازهای خود را به آن حضرت عرضه میکند و خداوند بینیاز نیز همواره آنها را پاسخ میدهد و به همین دلیل، فیض خدا تداوم پیدا میکند.
به بیان دیگر، سؤال محققانه و جواب محققانه، فرزند با برکت دانش را به دنبال خواهد داشت. از اینرو، حیات و رشد علم در پرتو چنین سؤال و جوابی تأمین خواهد شد.
پس از بیان نقش سؤال و جواب، میتوان گفت که سؤال اقسامی دارد؛ سؤالهای ممنوع و سؤالهای روا و جایز؛ چنانکه در عرف نیز بعضی از سؤالها ممنوع و برخی مجاز است؛ هر مطلبی که عقل، حقّ ورود در آن را دارد، سؤال از آن رواست؛ وگرنه نارواست.
اینک به برخی از اقسام سؤال اشاره میشود:
1ـ سؤال به معنای درخواست از خدا یا اولیای الهی که به دستور خداست؛ این سنخ از سؤال، نه تنها ممنوع نیست، بلکه مورد تشویق و ترغیب قرار گرفته است.
خداوند بارها به جامعه انسانی فرمود: «وسئلوالله من فضله»(نساء، آیه 32) از خدا سؤال کنید؛ «یسئله من فی السّموات و الأرض کلّ یوم هو فی شأن»(رحمن، آیه 29) سراسر جهان امکان از خدا مسألت میکنند، اینگونه سؤال و دعا، به امر خداست.
حاصل آنکه سؤالهایی که به قصد نقد مطلب علمی و استفهام یا اعتراض علمی باشد ـ که در مناظرهها و مباحثهها رواج دارد ـ ممنوع نیست. از اینرو، درباره خدا و اوصاف رسالت و ابعاد مختلف آن، نه تنها سؤال و تحقیق ممنوع نیست، بلکه قرآن کریم نیز آن را رد نکرده است.
2ـ سؤال استفهامی که به قصد فهمیدن مطلب علمی است؛ قرآن به این نوع سؤال نیز ترغیب و تشویق میکند؛ چنانکه به همگان فرمود: اگر چیزی را نمیدانید، از اهل ذکر سؤال کنید: «فسئلوا أهل الذّکر إن کنتم لا تعلمون»(نحل، آیه 43).
سؤال، اعم از مقلّدانه یا محقّقانه، برای رفع جهل و عالم شدن لازم است. سائل در فروع دین، مقلّدانه از مراجع فقهی میپرسد و در اصول دین، محقّقانه از مراجع فلسفی و کلامی سؤال میکند؛ زیرا در فروع دین، عالم شدن به این است که تعبدیات را فرا بگیرد، اما در بخش اصول دین، باید اصول و ارکان نخستین را با استدلال مناسبِ با شأنِ خود و معقول فرا بگیرد.
3ـ گاهی سؤال به معنای اعتراض است. این قسم از سؤال نسبت به خداوند سبحان ممنوع است و سؤالی که در بعضی آیات از آن نهی شده، همین نوع از سؤال است: «لا یسئل عمّا یفعل»(انبیاء، آیه 43) یعنی هیچ قانونی بر خدا حاکم نیست تا خدا زیر سؤال برود، بلکه دیگران مورد سؤال هستند: «فلنسئلنّ الذین أرسل إلیهم ولنسئلنّ المرسلین»(اعراف، آیه 6) همه افراد در قیامت مورد سؤال الهی قرار میگیرند؛ هم پیامبران مسؤولند و هم امّتهای آنها.
حاصل آنکه سؤالهایی که به قصد نقد مطلب علمی و استفهام یا اعتراض علمی باشد ـ که در مناظرهها و مباحثهها رواج دارد ـ ممنوع نیست. از اینرو، درباره خدا و اوصاف رسالت و ابعاد مختلف آن، نه تنها سؤال و تحقیق ممنوع نیست، بلکه قرآن کریم نیز آن را رد نکرده است.
نویسنده:حضرت آیت الله جوادی آملی
شبهه اى که در ذهنیت بعضى افراد هست، این است که خیال مى کنند حجاب براى زن محدودیت و حصارى است که خانواده و وابستگى به شوهر براى او ایجاد نموده است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف ومحدودیت زن است. راه حل این شبهه و تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضاى خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقى الهى است، لذا مى بینید در جهان غرب و کشورهایى که به قانون غربى مبتلا هستند اگر زن همسردارى الوده شد وهمسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام مى کنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویه برادر وفرزندانش مى باشد، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضى نخواهد بود، چون حرمت زن وحیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است و خداى سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد وپیام عاطفه بیاورد، اگر جامعه اى این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه وشهوت رفتند به همان فسادى مبتلا مى شوند که در غرب ظهور کرده است. لذا کسى حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که قرآن کریم مى گوید هر گروهى، اگر راضى هم باشند، شما حد الهى را در برابر آلودگى اجرا کنید، معلوم مى شود عصمت زن، حق الله است وبه هیچ کسى ارتباط ندارد. قهرا همه اعضاى خانواده واعضاى جامعه وخصوصا خود زن امین امانت الهى هستند. زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنى این مقام را و این حرمت و حیثیت را خداى سبحان که حق خود اوست، به زن داده وفرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن، انگاه جامعه به صورتى در مى آید که شما در ایران مى بینید، جهان در برابر ایران خضوع نموده است، زیرا که در مساله جنگ تا آخرین لحظه، صبر نمود و کارى که بر خلاف عاطفه ورقت ورافت و حمت باشد انجام نداد. با این که دشمنان او از آغاز، حمله به مناطق مسکونى، کشتار بى رحمانه بى گناهان و غیر نظامى ها را مشروع نمودند. جامعه اى که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش این است که نیمى از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت ورقت مى دهد، و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.
فلسفه حجاب در قرآن
بنابراین در هر بخشى و هر بعدى از ابعاد براى سیر به مدارج کمال بین زن ومرد تفاوتى نیست منتها باید اندیشه ها قرآن گونه باشد، یعنى همان گونه که قرآن بین کمال و حجاب واندیشه و عفاف جمع نمود، ما نیز در نظام اسلامى بین کتاب و حجاب جمع کنیم. یعنى عظمت زن در این است که: «ان لایرین الرجال ولایراهن الرجال » (1) نبینند مردان نامحرم را و مردان نیز آنان را نبینند. قرآن کریم وقتى درباره حجاب سخن مى گوید مى فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براى زن که نامحرمان او را از دید حیوانى ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهى جایز مى داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بى بهره اند. حال اگر کسى از تشخیص اصول ارزشى عاجز باشد، ممکن است معاذ الله حجاب را یک بند بنداند، و حال این که قرآن کریم وقتى مساله لزوم حجاب را بازگو مى کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان مى فرماید: «ذلک ادنى ان یعرفن فلا یؤذین » (2) یعنى براى این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند. نتیجه بحثمرد و زن در آن معیارهاى اصلى همتاى هم هستند، و یک سلسله مسؤولیت هاى اجرایى براى مرد است که اگر انجام ندهد باید وزر آن را تحمل کند، بنابراین نتیجه مى گیریم که اولا: آن تهمت هایى که به اسلام زده ومى گویند که: اسلام نیمى از جامعه را از بسیارى از حقوق محروم نموده است، نارواست. ثانیا: این تعصبات و رسومات جاهلى که از دیرباز در فرهنگ جوامع اسلامى رواج پیدا کرده است که زن را به عنوان مظهر ضعف و زبونى یاد مى کنند این باید زدوده بشود. ثالثا: اگر کسى احساس مى کند که زن نباید از علوم و مسائل تربیتى و مانند آن که خدمات قابل عرضه اى به جامعه ارائه مى دهد استفاده کند، باید از این اعتقاد صرف نظر کند و علاقه مند باشد زن همتاى مرد در این علوم و معارف بار یابد و به جامعه خدمت کند مگر آنجایى که به طور استثنا وظیفه مرد قرار گرفته است. رابعا: جمله «عاشروهن بالمعروف » اختصاصى به مسائل داخل منزل ندارد، بلکه در کل جامعه هم جارى است و مساله پنجم این است که زن در مقابل مرد غیر از زن در مقابل شوهر است یعنى زن در مقابل شوهر باید تمکین کند اما زن در مقابل جامعه، مثل فردى از افراد جامعه است واین چنین نیست که باید اطاعت کند و در مسائل خانوادگى هم مى بینیم که گاهى زن قوام وقیوم است و مرد باید اطاعت کند، همچنانکه لاسر باید از مادر اطاعت کند ولو در حد بالایى از تخصص هاى علمى باشد. در پایان گرچه هنوز شبهاتى در مساله برابرى زن و مرد قابل طرح است لیکن باتوجه به اصول کلى یاد شده وآشنایى با خطوط اصیل نظام ارزشى در اسلام وتبیین محور سعادت و شقاوت پاسخ آنها روشن خواهد بود. والحمدلله رب العالمین
1. بحار الانوار، ج 103، ص 238.
2. احزاب، 59.
لازم به ذکر است که احکام واوصاف صنف زن از دو دیدگاه قابل مطالعه وبر دو قسم است: قسم اول: راجع به اصل زن بودن او است که هیچ گونه تفاوتى در طى قرون واعصار به آنها رخ نمى دهد. مانند لزوم حجاب وعفاف وصدها حکم عبادى وغیر عبادى، که مخصوص زن است وهرگز دگرگون نخواهد شد. وبین افراد زن هم هیچ فرقى در آن جهت مشترک زنان نیست. قسم دوم: ناظر به کیفیت تربیت ونحوه محیط پرورش آن است که اگر در پرتو تعلیم صحیح وتربیت وزین پرورش یابند وچون مردان بیاندیشند وچون رجال تعقل وتدبر داشته باشند تمایزى از این جهت با مردها ندارند واگر گاهى تفاوت یافت شود، همانند تمایزى است که بین خود مردها مشهود است. مثلا اگر زنان مستعد به حوزه ها ودانشگاههاى علمى راه یابند وهمانند طلاب ودانشجویان مرد به فراگیرى علوم ومعارف الهى بپردازند واز لحاظ جهان بینى وانسان شناسى ودنیاشناسى وسایر مسائل اسلامى، در دروس مشترک بین محصلین حوزه آگاهى کامل یابند ونحوه تعلیم وتبلیغ دینى آنان چون رجال مذهبى باشد، چه این که گروهى فعلا به برکت انقلاب اسلامى این چنین اند، آیا باز هم مى توان گفت روایاتى که در نکوهش زنان آمده واحادیثى که در پرهیز از مشورت با آنها وارد شده وادله اى که در نارسایى عقول آنان رسیده اطلاق دارد وهیچ گونه انصرافى نسبت به زنان دانشمند ومحققان از این صنف ندارد وهمچون قسم اول موضوع همه آن ادله ذات زن از حیث زن بودن است؟
مثلا گفته هاى حضرت على...، در بیان وهن عقول زنان که فرمود: «یا اشباه الرجال ولا رجال، حلوم الاطفال وعقول ربات الحجال » (1) اى مرد گونه هاى نامرد، با آرزوهاى کودکانه! واندیشه زنان پرده نشین! «ایاک ومشورة النساء فان رایهن الى افن وعزمهن الى وهن...» (2) بپرهیز از مشورت با زنان، که راى آنان ناقص وتصمیم آنان سست است. هیچگونه انصرافى از زنان محقق ودانشمند ندارد؟ وآیا مى توان گفت که عقل آنان در بخش عقل نظرى، چون زنند وتنها به خاطر انوثت بدن آنها همتاى عقل کودکان مى باشد، واراده وتصمیم وعزم آنها در بخش عقل عملى سست وناپایدار است. ویا آن که این تعبیرها به لحاظ غلبه خارجى است که منشا آن، از تربیت صحیح است، که اگر شرایط درست براى فراگیرى آنها در صحنه تعلیم وتربیت فراهم شود حتما غلبه بر عکس خواهد شد ویا لااقل غلبه اى در کار نیست تا منشا نکوهش گردد. خلاصه آن که وهن عزم چون مساله حجاب وعفاف از احکام قسم اول نخواهد بود. هوشمندى ونبوغ برخى از زنان سابقه دیرین داشته وسبقت آنان در موعظت پذیرى نسبت به مردها شواهد تاریخى دارد. وقتى اسلام به عنوان دین جدید در جاهلیت دامنه دار حجاز جلوه کرد، تشخیص حقانیت آن از نظر عقل نظرى محتاج به هوشمندى والا، وپذیرش آن از جهت عقل عملى نیازمند به عزمى فولادین بوده است تا هرگونه خطر را تحمل نماید. لذا کسى که در آن شرایط پیش از دیگران مسلمان مى شد از برجستگى خاص برخوردار بوده وهمین سبقت، از فضائل او به شمار مى رفت. چون تنها سبق زمانى یا مکانى نبوده است که معیار ارزش جوهرى نباشد بلکه سبق رتبى ومکانتى بود که مدار ارج گوهر ذات خواهد بود. چنانکه سبق اسلام حضرت على... از فضائل رسمى آن حضرت به شمار مى رود. از این رهگذر مى توان به هوشمندى ونبوغ زنانى پى برد که قبل از همسران خود دین حنیف اسلام را پذیرفته وحقانیت آن را با استدلال تشخیص داده ودر پرتو عزم استوار به آن ایمان آورده اند. در حالى که مردان فراوانى نه تنها از پذیرش آن استنکاف داشته ودر حقانیت آن تردید داشتند بلکه براى اطفاء نور آن سعى بلیغ مى نمودند گرچه طرفى نمى بستند. مالک بن انس (179 -95ه.ق) در «موطا» خود چنین نقل مى کند که عده اى از زنان در حالى اسلام آورده بودند که شوهران آنها کافر بوده اند مانند دختر ولید بن مغیره که همسر صفوان بن امیه بود وقبل از شوهرش مسلمان شد ونیز ام حکیم دختر حارث بن هشام که شوهرش عکرمه بن ابى جهل بود، پیش از همسرش اسلام آورد. (3)
1 - نهج البلاغة، خطبه 27.
2- نهج البلاغه، نامه 31.
3 - موطا، کتاب نکاح، ص 371 -370.
آیا امام زمان، علیهالسلام، از اعمال و رفتار شیعیان اطلاع پیدا مىکنند؟
از بررسى مجموعه معارف مربوط به خصوصیات و ویژگیهاى اهلبیت عصمت، علیهمالسلام، چنین برمىآید که ائمه اطهار، علیهمالسلام، از کم و کیف عملکردهاى مردم آگاه مىشوند و در موقعیتها و شرائط خاصى جهت هدایت و اصلاح اعمال و رفتار آنها اقدامات بخصوصى نیز انجام مىدهند. دلیلهایى که براین مدعا مىتوان ارائه نمود; برخى جنبه برهانى دارند و بعضى دیگر نقلى. در اینجا با توجه به مجال مختصرى که هست تنها به ذکر دو نمونه از دلیلهاى نقلى باختصار اکتفا مىگردد:
1- مساله علم امام
با توجه به مسئولیتهاى مهمى که امام، در بینش اسلامى، در نظام هستى و جامعه اسلامى عهدهدار است و مردم هم ملزم به تبعیت کامل و پیروى بىچون و چرا از او هستند اقتضاى طبیعى چنین حقیقتى آن است که امام در تمام زمینهها اعم از امور دینى و دنیوى و کلى و جزئى و همینطور آنچه مربوط به هدایت مردم است علم و اطلاع کاملى داشته باشد. حتى براین اساس شیعه معتقد است. اولا امام باید اعلم اشخاص باشد، ثانیا علم او همانند علم پیامبر حضورى، موهبتى و عام و فراگیر باشد. لذا در بخشى از روایات وقتى به توصیف علم امام پرداخته مىشود از کم و کیف آن با تعابیرى چون علم به «ما کان و ما یکون و ما هو کائن» یاد مىشود; به عنوان مثال در اصول کافى مرحوم کلینى بابى را تحت عنوان «ان الائمه یعلمون علم ما کان و ما یکون و انه لا یخفى علیهم شئ» ارائه نموده است و یا مرحوم علامه مجلسى حدود بیست و دو روایت در جلد بیست و شش بحار نقل کرده است که برطبق مفاد آنها امام نسبتبه همه آنچه در آسمان و زمین و بهشت و جهنم تا قیامت واقع مىشود عالم است و چیزى نیست که ائمه، علیهمالسلام، نسبتبه آن علم نداشته باشند.
از دقت در مضمون این دسته از روایات بخوبى معلوم مىشود که ائمه اطهار، علیهمالسلام، که از جمله آنها وجود مبارک امام زمان، علیهالسلام، مىباشند از عملکردها و رفتار و حتى نیتهاى شیعیان خود باخبر مىشوند بعلاوه در این خصوص از وجود مبارک حضرت بقیةالله، علیهالسلام، روایتى وارد شده است: لایعزب عنا شیئمن اخبارکم. (1) هیچ یک از اخبار شما از دیدما پنهان نمىماند. ما بر همه امور شما اطلاع پیدا مىکنیم...
بنابراین کوچکترین جایى براى شک در احاطه علم امامزمان، علیهالسلام، برتمام شؤون احاد مردم باقى نمىماند.
به خدا سوگند اعمال شما در هر روز و شبى برمن عرضه مىشود لذا در هر مورد که مناسب باشد دعا مىکنم.
2- اخبار عرض اعمال
با مراجعه به قرآن کریم و روایات معصومین، علیهمالسلام، این نکته هم بخوبى استفاده مىشود که پیامبر، صلىاللهعلیهوآله، و امامان، علیهمالسلام، براعمال امت آگاهى دارند. در قرآن کریم مىخوانیم: قل اعملوا فسیرى الله عملکم و رسوله و المؤمنون... (2) اى پیامبر به مردم بگو: اعمال و وظایف خود را انجام دهید و بدانید که خدا و رسولش و
مومنان اعمال شما را مىبینند...
روایاتى که در این زمینه وارد شده استبسیار زیاد است از جمله در تفسیر همین آیه از امام صادق، علیهالسلام، نقل شده است که آن حضرت فرمودند:تمام اعمال مردم هر روز صبح به پیامبر اکرم، صلىاللهعلیهوآله، عرضه مىشود اعمال نیک و اعمال بد. بنابراین مراقب باشید... (3)
ویا در روایتى عبدالله بن ابان زیات مىگوید به حضرت رضا، علیهالسلام، عرض کردم که براى من و خانوادهام دعایى بکنید. حضرت فرمودند: مگر من دعا نمىکنم؟ به خدا سوگند اعمال شما در هر روز و شبى برمن عرضه مىشود لذا در هر مورد که مناسب باشد دعا مىکنم
عبدالله مىگوید این حرف امام، علیهالسلام، براى من تعجب آور بود که اعمال ما هر روز و شب بر امام، علیهالسلام، عرضه شود امام، علیهالسلام، وقتى متوجه تعجب من شدند خطاب به من فرمودند: آیا کتاب خداوند عزوجل را نمىخوانى آنجا که مىفرماید: و قل اعملوا فسیرى الله عملکم و رسوله و المؤمنون.
و در ادامه آن امام رضا، علیهالسلام، فرمودند: به خدا سوگند در این آیه مراد از مؤمنون علىبنابىطالب، علیهالسلام، است. (4)
از آنجا که همه ائمه، علیهالسلام، به منزله نفس و احدند و همه آنها لذا یک نور هستند از هر حکمى که به یکى از آنها ثابتشود به بقیه هم ثابتخواهد شد.
بنابراین از مفاد این دسته از روایات و روایات عرض اعمال در شبهاى قدر به ساحت مقدس امام زمان، علیهالسلام، بخوبى معلوم مىشود که حضرت صاحب الزمان، علیهالسلام، براعمال شیعیان آگاهى دارند. پس از اطلاع از این حقیقت عمده آن است که هر کس در حد توان خود به گونهاى عمل کند که موجبات شادى پیامبر اکرم، صلىاللهعلیهوآله، و ائمهاطهار، علیهمالسلام، را فراهم سازد در این باره هم نقل است که روزى امام صادق، علیهالسلام، خطاب به اصحاب و مردمى که در مجلس آن حضرت حضور داشتند فرمودند:
چرا رسول خدا، صلىاللهعلیهوآله، را از خود مىرنجانید؟
شخصى از حضرت سؤال کرد: یابن رسول ما چگونه رسولخدا، صلىاللهعلیهوآله، را ناراحت مىکنیم؟
حضرت صادق، علیهالسلام، فرمودند: مگر نمىدانید که کلیه اعمال شما بر رسولخدا، صلىاللهعلیهوآله، عرضه مىشود پس اگر معصیتى در اعمال شما مشاهده نماید باعث ناراحتى و رنجش خاطر او خواهد شد. پس با اعمال بدتان پیامبراکرم، صلىاللهعلیهوآله، را ناراحت نکنید بلکه سعى کنید با اعمال خوبتان او را خوشحال و مسرور سازید.
۱. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج53، ص175.
2. سوره توبه (9)، آیه 105.
3. الکلینى، محمدبن یعقوب، ج1، کتاب الحجة، باب عرض الاعمال على النبى و الائمة، ص219، ح1.
4. همان، ص219، ح4.
تخته سنگى با نقش ردپاى دایناسور و قدمت بیش از 190 میلیون سال در کرمان کشف شد
به گزارش ایسنا مهندس مسعود ناظمزاده سرپرست مدیریت زمینشناسى و اکتشافاتمعدنى جنوب شرق کشور (کرمان) از کشف تختهسنگى با نقش ردپاى دایناسور در کرمان خبر داد و گفت: این تختهسنگ که قدمت آن بیش از 190 میلیون سال تخمین زده مىشود، بهطور اتفاقى در منزل یکى از اهالى روستاى دشتخاک واقع در زرند کشف شد.
وى با بیان اینکه این سومین ردپاى دایناسور کشف شده در استان کرمان است، خاطرنشان کرد: این تختهسنگ داراى ابعاد 50 در 80 سانتىمتر و ضخامت 5 سانتىمتر است و شامل 14 تا 15 نقش پاى بچه دایناسور است.
سرپرست مدیریت زمینشناسى و اکتشافات معدنى جنوب شرق کشور درباره چگونگى کشف این تختهسنگ، یادآور شد: این تختهسنگ بیش از 30 سال به عنوان دیواره حوضچه منزل یکى از اهالى دشتخاک استفاده مىشد که دهیار سابق منطقه از نزدیکان صاحب خانه بهطور غیرمنتظره متوجه نقوش غیرعادى در آن شد که پس از اطلاع به یکى از دوستان زمینشناس خود، تختهسنگ مورد نظر به مدیریت زمینشناسى و اکتشافات معدنى جنوب شرق کشور منتقل شد

نتایج تحقیقات حاکی است مصرف لوبیا وزن را کاهش میدهد.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، لوبیا موادی دارد که حس گرسنگی را از بین میبرد و به این ترتیب از مصرف مواد غذایی و چاقی مرتبط با آن پیشگیری میکند.
بر اساس این گزارش، لوبیا مقدار زیادی پروتئین، آهن، پتاسیم، روی و منیزیم دارد؛ لوبیا سبز نیز مقدار فراوانی ویتامین ب و ث دارد و به راحتی هضم میشود.
کارشناسان استفاده از انواع لوبیاهای سفید، قرمز و چیتی را برای رژیم غذایی توصیه میکنند.